نویسنده: سیاوش سلطانی
برای ارزیابی نتایج مذاکرات جاری ایران وآمریکا سراغ دکتر سیاوش سلطانی رفتیم. جنای آقای دکتر سلطانی، با تشکر از قبول دعوت مصاحبه، لطفا بفرمایید که فکر می کنید در صورت عدم موفقیت مذاکرات بین ایران و آمریکا و اعمال تحریم های بیشتر و فعال شدن مکانیسم ماشه، وضعیت اقتصادی ایران چگونه خواهد شد؟
ببینید اگر مکانیسم ماشه در رابطه با ایران فعال بشود ما باید انتظار داشته باشیم که یک تورم بسیار بالایی را ایران تجربه بکند. در ماههای آینده و بدلیل همان تورم، باید انتظار داشته باشیم قیمت دلار شاید حتی به دویست هزارتومان هم برسد. همانطور که در دفعه قبل و سال۱۳۹۰ چند برابر شد حتی زمانی که مکانیسم ماشه ای هم در کار نبود، ولی خب تحریم های همه جانبه ای انجام شد و همان تحریم ها باعث شد حدوداً دلار از ۱۰۰۰ تومان به ۲۰۰۰ تومان و بعد به ۳۰۰۰ هزار تومان هم افزایش پیدا بکند. این بدان دلیل است که کل صادرات نفت ایران تحریم خواهد شد. الان شما می دانید که بدلیل فعال نشدن آن مکانیسم، قسمت عمده نفت ایران را چین دارد خریداری می کند. درحال حاضر تنها آمریکا نفت ایران را تحریم کرده و بحث تحریم جهانی در میان نیست. اگر تحریم ها بین المللی بشود چین هم تحت فشار قرار خواهد گرفت که علیرغم اینکه با قیمت پایینی هم دارد خریداری می کند، باز هم خریدش را کم کند. در این صورت عملاً فروش نفت ایران، به ۵۰۰ هزار تا ۳۰۰ هزار بشکه، کاهش پیدا می کند، همان چیزی که قبل از برجام شده بود. این در صورتی است که قبل از شروع تحریم های هسته ای در سال ۱۳۹۰ ما سه میلیون بشکه فروش نفت داشتیم.
مطلب بعدی اینکه، وقتی که به این شدت تورم برود بالا و از آن طرف فروش نفت بیاید پایین، دولت برای تأمین بودجه خودش دچار مشکل اساسی می شود. و به دلیل همین کسری بودجه نمی تواند آن از دست رفتن توان اقتصادی کارمندان را پوشش بدهد. یعنی حقوقی که ارزشش کاهش پیدا کرده است یعنی آن توان خریدی که طبقه کارمند از دست داده اند را نمی تواند با افزایش حقوق جبران بکند. و در مرتبه بعدی نمی تواند که حتی همان حقوق جاری را هم تأمین بکند. بالاخص در مورد نیروهای امنیتی و نظامی که پاشنه آشیل سیستم هستند. و اگر نتواند آنها را تأمین بکند با چالش جدی مواجه خواهد شد.
وقتیکه چنین تورمی باشد، یعنی بدلیل قیمت دلار و کسری بودجه تورمی در این حد داشته باشیم، بعدش یک رکود اقتصادی هم خواهد بود. وقتی خریدار توان خریدش را از دست بدهد خوب عملاً به سمت بازار نمی رود و بازار هم با رکود مواجه می شود. عملاً آن بخش دیگر اجتماع که مستقیم وصل نیست به دولت از نظر بودجه، آن بخش، یعنی بازار، نمی تواند کنش اقتصادی داشته باشد و متضرر می شود، بدلیل رکودی که بوجود می آید. و آن هم یک نارضایتی عظیم دیگری ایجاد می کند. یعنی شما باید انتظار داشته باشید که رشد اقتصادی ای که اکنون منفی است از این هم منفی تر بشود، شاید منفی هفت الی هشت درصد.
آیا شرایط فلاکت بار اقتصادی احتمالی، در اثر تحریم های بیشتر در ماه های آینده، باعث سرنگونی خواهد بود؟
گفتم ما نمی توانیم دقیقاً سرنگونی را پیش بینی کنیم، ولی خوب شرایط به سمت نارضایتی اجتماعی پیش خواهد رفت. چون ما سابقه این را داریم در ایران، چه در سال ۹۶ چه در سال ۹۸ . حتی سال ۱۴۰۱ درست است که اعتراضات از بحث های اجتماعی شروع شد اما آن طبقات مختلفی که پیوستند شاید خیلی هایشان دلیل اول مشارکتشان، بحث های اجتماعی و بحث حجاب نبود. طبقه کارگر بدلیل شرایط اقتصادی خودشان پیوستند. و شما باید انتظارنارضایتی این طبقات و مشارکت آن ها را داشته باشید. بطور کلی مشکلات اقتصادی در ایران منحصر به طبقه خاصی هم نیست. به غیر یک عده کمی که به سیستم وصل هستند اکثریت دارای مشکلات اقتصادی با درجات مختلف هستند. به همین دلیل شما باید انتظار داشته باشید این نارضایتی بسیار بیشتر بشود و مانند یک انبار باروت ظرفیت این را داشته باشد که با یک جرقه منفجر بشود و سیستم به سمت سرنگونی پیش برود. من فکر می کنم در آن وضعیت بعد از ۸ـ۷ ماه یا یکسال بعد از مکانیسم ماشه شما باید حداقل ۵۰ درصد احتمال سرنگونی را بدهید. چونکه رژیم ناتوان است از انجام کاری برای بهبود اوضاع و مردم هم که این همه فشار رویشان است و سابقه این را ما هم که داریم، صددرصد مردم به سمت این می روند که اعتراضات را بیشتر بکنند.
و رژیم هم نمی تواند سرکوب را به شکلی که دفعه قبل انجام داد بکند، چون نیروهای نظامی خودش هم ناراضی هستند. چند بار دیده بودید که همین نیروی های نظامی، کارکنان قوه قضائیه، کارکنان نیروی انتظامی، خودشان برای حقوقشان دست به تظاهرات و اعتراض زدند. و چون آنها هم نارضایتی شان بیشتر خواهد شد و ناراضی خواهند بود، عملاً اینها هم نمی آیند تمام عیار از سیستم دفاع بکنند و همان اتفاقی می افتد که برای اسد افتاد.
در مورد اسد هم هیچ کس باورش نمی شد. حتی خود این نیروهای تحریرالشامی که همراهش مبارزه می کردند خود همین ها هم باور نمی کردند که در یک هفته اسد سقوط بکند. حتی اینها تو مصاحبه های شان گفته بودند ما برای این آماده شده بودیم که فقط قسمت های کوچکی از حلب را بتوانیم در حمله مان بگیریم ولی انقدر سیستم نیروهایش عقب نشینی سریعی کردند، به حدی که حتی نمی ایستادند تا نیروهای تحریرالشام به نقطه نبرد برسند.
تا می شنیدند که اینها دارند حمله می کنند متواری می شدند. همین خوب باعث شد که در عرض یک هفته سقوط کنند. نمی خواهم بگم در ایران هم مسئله نظامی پیش می آید و درگیری نظامی خواهد بود اما اگر به این سمت پیش برود شما بدانید که جمهوری اسلامی را ازش حمایت نخواهند کرد و به سرعت سقوط خواهد کرد.
اگر جمهوری اسلامی در اثر فشار های اقتصادی پس از فعال شدن مکانیسم ماشه سرنگون نشود و بتواند اعتراضات احتمالی را هم سرکوب کند چه خواهد شد؟
خوب اگر در نظر بگیریم که جمهوری اسلامی سرنگون نمی شود و اگر تظاهراتی هم بوجود بیاید سرکوب می کند. آن موقع باید بپرسیم چه کارتی دارد که بازی بکند؟ تنها کارتی که دارند آقایان، این است که به سمت سلاح هسته ای بروند. که عملاً هم الان زمزمه هایش را شما شنیده اید. اینهایی که میگن فلان فرمانده سپاه گفت که چند تا سردار آمده اند و درخواست داده اند، یا چند تا نماینده مجلس گفته اند که مقام معظم رهبری منظورشان آقای خامنه ای است، بیاید تجدید نظر کند در بحث فتوایی که در تحریم سلاح هسته ای داده بودند، اینها همه اش بازی است. اینها همه اش از بیت هدایت میشود و تنها کارتی که می توانند بازی کنند این است که بیایند و سلاح هسته ای بسازند. و آن موقع است که جمهوری اسلامی به یک قمار بسیار بزرگی دست زده است. مطمئن باشید که با حمله نیروهای بین المللی حتی نه فقط آمریکا و اسرائیل، بلکه با حمله نیروهای بین المللی مواجه خواهند شد.
یعنی حمله احتمالی را صرفا هوایی پیش بینی می کنید؟ آیا فکر می کنید ج.ا با صرف حمله هوایی سقوط می کند؟
باز هم این بستگی دارد که حملات اولیه را که احتمالا هوایی خواهد بود، آقایان با مواجهه با همان حملات هوایی، دیگر پیش نروند یعنی شکست را بپذیرند و بحث سلاح هسته ای را به کلی کنار بگذارند. در اینصورت شاید باز یک کوتاه مدتی دوام بیاورند. ولی اگر بازهم بخواهند تلاشی کنند، در خلیج فارس یه آزارهایی بدهند، یا موشک پراکنی بکنند، بدانید که با حمله زمینی بین المللی مواجه خواهند شد. یعنی من حتی فکر نمی کنم ناتو تنها باشد، حمله ای که حتی من احساس می کنم نیروهای نظامی شیخ نشین های خلیج فارس و برخی دیگر کشورهای منطقه هم، حمایت خواهند کرد و ایران در آن وجه اشغال زمینی خواهد شد.
بر چه اساسی اجماع جامعه بین المللی در حمله زمینی به ایران را پیش بینی می کنید؟
اگر جامعه بین المللی ببیند که از طریق آن مکانیسمی که دولت هایی که برجام ر ا در حقیقت امضاء کردند، یا همان مکانیسم ماشه تحریم ها برگشته، که این از طریق سازمان ملل انجام می شود، باعث این می شود که یک مشروعیت بین المللی ایجاد بکند. و چون از طریق شورای امنیت سازمان ملل انجام شده این ظرفیت را ایجاد می کند که دولت هایی که حتی نظر ممتنع هم داشتند اینها به سمت این کشیده بشوند که موافق تحریم ایران بشوند. و حتی برخی از کشورهایی که با ایران همکاری داشتند اینها همکاری شان را قطع بکنند. و یک جبهه تشکیل بشود ضد جمهوری اسلامی، که در آن اقدام احتمالی نظامی، تأیید اینها وجود داشته باشد. و اینکه اینها یا مستقیم همکاری بکنند یا حداقل اینکه نظرمخالفی نداشته باشند.
آیا چین و روسیه در صورت بازگشت مکانیسم ماشه از ایران حمایت می کنند؟
ببینید روسیه، در وضع کنونی در درگیری که با غرب پیداکرده است اگر همین ادامه پیدا کند و با آمریکا به نتیجه ای نرسند، در مذاکرات تا یه حدی سعی می کند این وسط بازی بکند. با جمهوری اسلامی روابطش را کامل منفی نخواهد کرد. اما چین با توجه به اینکه خود چین از نظم جهانی کنونی در بعد تجارت بین المللی نه در بعد سیاسی اش بلکه در بعد تجاری اش، در عرصه بین المللی و از آزادی اش حمایت می کند، بی ثباتی جهانی براش ضرر دارد و وقتی که این همه کشور مختلف بالاخص از طریق شورای امنیت مکانیسم ماشه را فعال بکنند او هم مجبور خواهد شد پشت جمهوری اسلامی را تا حد زیادی خالی بکند.
اگر مذاکرات ایران و آمریکا به موفقیت برسد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا با رشد اقتصادی و عدم سرنگونی رژیم مواجه خواهیم شد؟
خوب اگر مذاکرات بین ایران و آمریکا به موفقیت برسد، خوب اون هم ملتزم به این خواهد بود که جمهوری اسلامی امتیاز های حداکثری بدهد. چون الان در شرایط بسیار ضعیفی قراردارد عملاً کارتی ندارد که بتوان بازی بکند و باید تاحد امکان خواسته های آمریکا را برآورده بکند. و این امتیاز دادن در صورتی امکان پذیر خواهد بود که هم بطور کامل غنی سازی اورانیوم را متوقف بکند و هم موشک های بالستیک را یا از بین ببرد یا بردش را تا حد مرزهای خودش کاهش بدهد. همین طور در بحث نفوذ منطقه ای، یک تضمینی به آمریکا بدهد در مورد امنیت اسرائیل و گروههای شبه نظامی را دست از حمایتشان بردارد . اگر جمهوری اسلامی تمامی اینها را بپذیرد سرنگونی جمهوری اسلامی برای چندین سال عقب می افتد.
از چه لحاظی این را می گویم؟ حداقل اش اینکه تورمی که الان هست ثابت خواهد شد. منظورم این نیست که تورم صفر خواهد شد منظورم این است که تورمی بالای چهل درصد است و بطور خیلی سرسام آوری بالا می رود متوقف خواهد شد. و رسیده خواهد شد به آن حدی که ما در جمهوری اسلامی همیشه داشتیم به زیر۲۰ درصد قبل از تحریم. و خوب فروش نفت افزایش پیدا خواهد کرد و به آن حدی که قبل از تحریم های بین المللی بود حدود سه میلیون بشکه. و خوب باعث می شود که فروش اش، آن کسری بودجه ای که جمهوری اسلامی باهاش مواجه شده، تا یک حدی جبران بشود و بتواند که حداقل نیروهای نظامی و امنیتی و آن دسته ای از بخش های حساس دولت را کارکنان اش را راضی نگه دارد. و رشد اقتصادی را از این حالتی که دارد یعنی یکان را در اعداد منفی رد می کند، بتواند حداقل اش از منفی بودن دربیاورد. نمی گویم که مثبت می شود مثبت شدن نیاز به این دارد که فاکتورهای دیگری برآورده بشود. رشد اقتصادی مثبت در دنیا بحث تحریم فقط نیست که بعضی از آقایون می گویند به خاطر تحریم رشد نکردیم ، دروغ است. فساد اقتصادی نباید وجود داشته باشد. سرمایه گذاری خارجی باید وجود داشته باشد. آن هم در مقیاس بزرگ چند ده میلیارد دلاری. ثبات اقتصادی باید وجود داشته باشد که سرمایه گذارها بیایند سرمایه گذاری کنند. اعتماد عمومی باید در جامعه وجود داشته باشد تا رشد اقتصادی مثبت بشود. پس رشد اقتصادی شاید از منفی بودن دربیاید. اما سرنگونی در بلند مدت باز هم از جمهوری اسلامی دست برنخواهد برداشت. منظور من از بلند مدت بازه ۱۰ـ۵ ساله هست. چرا؟ یکی از مهم ترین مواردش استحاله ایدئولوژیک است. جمهوری اسلامی یکی از حربه هایی که بهش توسل دارد و نیروهایش را با آن بسیج می کند بحث مبارزه با استکبار جهانی هست و محور مقاومت و اگر با آمریکا به توافق برسند و عادی سازی بکنند و سفارتی افتتاح بشود و از این حالت در بیایند، آن زمان دیگر جمهوری اسلامی این ابزار ایدئولوژیک را ندارد که این نیروها را بتواند پشت خودش بسیج بکند. و همین باعث می شود که یک بخشی از نیروهای جمهوری اسلامی در بلند مدت ریزش بکنند.
دوماً از این جهت که رابطه اش با جامعه جهانی بیشتر می شود و درهای اقتصادیش را باید به روی جهان باز بکند، جامعه جهانی می تواند فشار بیشتری به او وارد بکند، در بحث های حقوق بشری و سرکوب سیاسی که در ایران وجود دارد. خوب این فشار باعث می شود که جمهوری اسلامی امتیاز بدهد. که آن هم جمهوری اسلامی را به سمت سرنگونی پیش خواهد برد.
و دلیل آخر اینکه سرعت ادغام فرهنگی، از این واژه به قصد استفاده می کنم، یعنی در مقابله با آن واژه ای که آقای خامنه ای استفاده می کند، یعنی تهاجم فرهنگی، من ادغام فرهنگی را مطرح می کنم. این بدین معنی است که دنیا یک سمت و سوی فلسفی و فرهنگی دارد که آن سمت و سوی را جمهوری اسلامی باهاش مخالفت می کند. در اصل جمهوری اسلامی هست که دارد با روند فرهنگی و علمی دنیا مخالفت می کند نه بالعکس و این روند ادغام فرهنگی بیشتر خواهد شد و بازهم زمینه از بین رفتن جمهوری اسلامی را بیشتر خواهد کرد. یادمان نرود که شوروی چطور فرو پاشید و نسل جوانی که آن زمان بودند چقدر مشتاق بودند در کنسرت گروههای بین المللی موسیقی شرکت کنند و یا بتوانند از فروشگاههای زنجیره ای خرید کنند یا سبک زندگی جهانی را داشته باشند. این ادغام جهانی مهم ترین علل از فاکتورهایی است که در نهایت باعث سقوط قطعی جمهوری اسلامی خواهد شد .