پاینده ایران
روز ۹ فروردین ۱۳۴۹ ، روز سیاه تاریخ ایران است
؛ سیاه تر از روِِز قرارداد ترکمن چای که به دنبال
سال ها جنگ و شهادت ، با خیانت نایب السلطنه
و نیرنگ بریتانیا ، بر ملت و مردم ایران بزرگ ،
تحمیل شد .
اما در روز نهم فرودین ماه ۱۳۴۹ ، محمدرضاشاه
پهلوی، به دنبال تجزیه ی شهرستان فیروزه در
سال ۱۳۳۳ ) یک سال پس از کودتای ننگین ۲۸
امرداد ۱۳۳۲ ( ، تن به خیانت تجزیه ی بحرین
داد و استان چهاردهم میهن را دو دستی تقدیم
استعمار بریتانیا و امپریالیسم – تروریسم آمریکا
نمود .
روز ۹ فروردین ۱۳۴۹ ، فراگشت شوم تجزیه ی
بحرین از ایران با نشست فوق العاده مجلس شورای
ملی ، آغاز شد .
اما پایداری گروه پارلمانی پان ایرانیست و استیضاح
دولت مجری اوامر ملوکانه از سوی این گروه
پارلمانی ، اجازه نداد که محمدرضاشاه و هیات
فاسد حاکمه ، بحرین را به گونه ی قانونی ، از ایران
جدا کنند !
بر پایه ی قانون اساسی مشروطیت و متمم آن ،
حدود و ثغور کشور غیر قابل تغییر است ، مگر به
حکم قانون . و چنان که اشاره شد ، با پایمردی گروه
پارلمانی پان ایرانیست ، قانونی در مورد جدایی
بحرین به تصویب مجلس شورای ملی نرسید .
از این رو ، برپایه ی قانون اساسی مشروطیت و
متمم آن ) قانون حاکم بر کشور هنگام تجزیه ی
بحرین ( ، هنوربحرین ، استانی از استان های ایران
است .
اما در جریان تجزیه ی بحرین ، سکوت مراجع عالم
تشیع ، بسیار پرسش برانگیز است ؟! چرا مراجع در
حالی که قرار بود اکثریت مردم بحرین که از آیین
تشیع پیروی می کردند و می کنند، زیر سلطه ی
گروهی اقلیت مهاج ِِر پیرو اهل سنت و متمایل به
وهابیت قرار گیرند ، سکوت اختیار کردند؟!
جمهور ی اسالمی بداند که بحرین بر پایه ی قوانین
اساسی مشروطیت ) قوانین حاکم بر کشور هنگام
تجزیه ی بحرین ( ، هنوز بخشی از ایران است و
عدم اقدام برای بازگرداندن آن خیانت به تمامیت
ارضی ایران می باشد .
پاینده ایران
شنبه ۹ فروردین ماه ۱۴۰۴
دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست
) هیات اجرایی / هاج (پاینده ایران
00:47برای درج در بخش برگی از تاریخ: پنجاه و هشت سال پیش ، ما را تنها گذاشت ؛ اما او ، حدیثِ ” غایبِ همیشه حاضرِ ” تاریخ ایران است . تبرها در کار بودند تا درخت تناور را بیفکنند . گرچه ، درخت را افکندند ؛ اما او ، همچنان برپاست : پیشوای مردم و ملت ایران ، در رزم ، برای برپاییِ دولتِ ملی . او ، مصدق است ، مردِ همیشه زندهی تاریخ ایران . هوشنگ طالع / ۱۴ اسفند ۱۴۰۳